فهرست ماندگارترین فیلمهای سینمای ایران اسیر جو زدگی
100- آرامش در حضور دیگران (ناصر تقوایی)
99- دایره (جعفر پناهی)
98- صمد به مدرسه میرود (پرویز صیاد)
97- بوی کافور عطر یاس (بهمن فرمان آرا)
96- مرد عوضی (محمدرضا هنرمند)
95- بیتا (داریوش هژیر)
94- اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد)
93- زمانی برای مستی اسبها (بهمن قبادی)
92- کافه ستاره (سامان مقدم)
91- به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا)
90- واکنش پنجم (تهمینه میلانی)
89- درخت گلابی (داریوش مهرجویی)
88- ماهی ها عاشق میشوند (علی رفیعی)
87- آفساید (جعفر پناهی)
86- مسافران (بهرام بیضایی)
85- بادکنک سفید (جعفر پناهی)
84- وقتی همه خوابیم (بهرام بیضایی)
83- پری (داریوش مهرجویی)
82- به همین سادگی (رضا میرکریمی)
81- بوی پیراهن یوسف (ابراهیم حاتمی کیا)
80- آواز قو (سعید اسدی)
79- بایسیکل ران (محسن مخملباف)
78- زندان زنان (منیژه حکمت)
77- روبان قرمز (ابراهیم حاتمی کیا)
76- خون بازی (رخشان بنی اعتماد)
75- دختری با کفشهای کتانی (رسول صدر عاملی)
74- ناخدا خورشید (ناصر تقوایی)
73- ناصرالدین شاه آکتور سینما (محسن مخملباف)
72- طعم گیلاس (عباس کیارستمی)
71- بوتیک (حمید نعمت الله)
70- دونده (امیر نادری)
69- نفس عمیق (پرویز شهبازی)
68- بی پولی (حمید نعمت الله)
67- رگبار (بهرام بیضایی)
66- آواز گنجشکها (محید مجیدی)
65- حسن کچل (علی حاتمی)
64- پرده آخر (واروز کریم مسیحی)
63- شاید وقتی دیگر (بهرام بیضایی)
62- آتش بس (تهمینه میلانی)
61- فریاد زیر آب (سیروس الوند)
60- آقای هالو (داریوش مهرجویی)
59- خواهران غریب (کیومرث پوراحمد)
58- طوقی (علی حاتمی)
57- نیمه پنهان (تهمینه میلانی)
56- شوکران (بهروز افخمی)
55- تنگسیر (امیر نادری)
54- خانه دوست کجاست (عباس کیارستمی)
53- عروس آتش (خسرو سینایی)
52- اینجا بدون من (بهرام توکلی)
51-گیلانه (رخشان بنی اعتماد)
50- به رنگ ارغوان (ابراهیم حاتمی کیا)
49- کمال الملک (علی حاتمی)
48- شبهای روشن (فرزاد موتمن)
47- دلشدگان (علی حاتمی)
46- شهر زیبا (اصغر فرهادی)
45- من ترانه 15 سال دارم (رسول صدر عاملی)
44- کاغذ بی خط (ناصر تقوایی)
43- گنج قارون (سیامک یاسمی)
42- قرمز (فریدون جیرانی)
41- کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد (بهمن قبادی)
40- روسری آبی (رخشان بنی اعتماد)
39 – خانه روی آب (بهمن فرمان آرا)
38- اعتراض (مسعود کیمیایی)
37- کندو (فریدون گله)
36- شهر موشها (مرضیه برومند)
35- خیلی دور خیلی نزدیک (رضا میرکریمی)
34- آدم برفی (داوود میرباقری)
33- رنگ خدا (مجید مجیدی)
32- همسفر (مسعود اسدالهی)
31- دایره زنگی (پریسا بخت آور)
30- رضا موتوری (مسعود کیمیایی)
29- داش آکل (مسعود کیمیایی)
28- زیرپوست شهر (رخشان بنی اعتماد)
27- شب یلدا (کیومرث پوراحمد)
26- دو زن (تهمینه میلانی)
25- باشو غریبه کوچک (بهرام بیضایی)
24- از کرخه تا راین (ابراهیم حاتمی کیا)
23- در امتداد شب (پرویز صیاد)
22- ارتفاع پست (ابراهیم حاتمی کیا)
21- لیلا (داریوش مهرجویی)
20- مهمان مامان (داریوش مهرجویی)
19- سلطان قلبها (محمد علی فردین)
18- چهارشنبه سوری (اصغر فرهادی)
17- اجاره نشین ها (داریوش مهرجویی)
16- کلاه قرمزی (ایرج طهماسب)
15- میم مثل مادر (رسول ملاقلی پور)
14- بچه های آسمان (مجید مجیدی)
13- سگ کشی (بهرام بیضایی)
12- هامون (داریوش مهرجویی)
11- گاو (داریوش مهرجویی)
10- لیلی با من است (کمال تبریزی)
9- گوزن ها (مسعود کیمیایی)
8- سنتوری (داریوش مهرجویی)
7- سوته دلان (علی حاتمی)
6- قیصر (مسعود کیمیایی)
5- آژانس شیشه ای (ابراهیم حاتمی کیا)
4- درباره الی (اصغر فرهادی)
3- مادر (علی حاتمی)
2- مارمولک (کمال تبریزی)
1- جدایی نادر از سیمین (اصغر فرهادی)
فیلمهای خوبی که گمان میکنم از قلم افتادند به ترتیب اهمیت عبارتند از :
1- هنرپیشه (محسن مخملباف)
2- سلام سینما (محسن مخملباف)
3- آب و آتش (فریدون جیرانی)
4- شازده احتجاب (بهمن فرمان آرا)
5- زیر نور ماه (رضا میرکریمی)
6- هیچ (عبدالرضا کاهانی)
7- همسر (مهدی فخیم زاده)






.jpg)
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
امیدوارم اصغر فرهادی که با دو فیلم اخیرش جوایز جشنواره های اروپا و آمریکا را درو کرده، به دست اندرکاران سینمای موسوم به معناگرای روشنفکری و جشنواره ای (شیشه ای) ثابت کند که برای گرفتن جوایز جشنواره ها اصلا لازم نیست برویم یک افغانی یا نوجوان نابازیگر با لهجه را بیاوریم توی سرش بزنیم، فیلمش کنیم، اشکش را در بیاوریم بعد فیلم را مثل مارکوپولو دور دنیا بچرخانیم و دست بگردانیم برای افزودن به باغ وحش بلورین مان! (شیر و پلنگ و کانگرو)


اوج شاهکار فرهادی اینجاست که بدانیم همین دو فیلم اخیرش (به ویژه آخری) از پرفروش ترین فیلمهای سال در ایران بودند. پس ثابت میشود که برای پر کردن گیشه و سودرسانی که لازمه چرخیدن چرخ سینما و گردش اقتصادی آن است، اصلا نیازی به ابتذال نیست.

داستان سریال از محکومیت سزار در جمهوری و سپس قیام سزار و یارانش برای سرنگونی جمهوری و سرکار آوردن نظامی به سبک ایرانیان، آغاز میشود. فصل نخست با کشتار ناجوانمردانهی پومپه و تاجگذاری سزار (سال ۴۹ پیش از میلاد) و سپس قتل فجیع و تراژیک سزار با ۲۳ ضربه کارد به دست جمهوریخواهان به پایان میرسد.
شگفتا که سرمایهگذاران (BBC و Rai) از ساختن دیگر فصلها از تاریخ رم منصرف شدند. دلیلش نیز یکی واکنش منفی بینندگان به ویژه در ایتالیا _به دلیل پخش چهرهای تاریک و سیاه از دورهای که ظاهرا باید درخشانترین دوره اروپای باستان باشد_ اعلام شد و دیگری انصراف شبکههای سازنده سریال.

موسیقی ما - جواد رهبر: مراسم اعطای جوایز گرمی 2011 برگزار شد. فهرست برندگان جوایز اصلی این مراسم را اینجا ببینید:
بهترین آلبوم سال Album of the year – Arcade Fire, The Suburbs
بهترین ترانهٔ سال (از نظر فنی) Record of the year – Lady Antebellum, Need You Now
بهترین ترانهٔ سال (از نظر هنری) (Song of the year – Need You Now (Lady Antebellum, performers
بهترین هنرمند جدید Best new artist – Esperanza Spalding
بهترین خوانندهٔ زن پاپ Best female pop vocal performance – Lady Gaga, Bad Romance
بهترین خوانندهٔ مرد پاپ Best male pop vocal performance – Bruno Mars, Just the Way You Are
بهترین آلبوم پاپ Best pop vocal album – Lady Gaga, The Fame Monster
بهترین آلبوم پاپ سنتی Best traditional pop vocal album – Michael Buble, Crazy Love
بهترین آلبوم دنس/الکترونیک Best electronic/dance album – La Roux, La Roux
بهترین اجرای خواننده سولوی راک
Best solo rock vocal performance – Paul McCartney, Helter Skelter
بهترین اجرای هارد راک
Best hard rock performance – Them Crooked Vultures, New Fang
بهترین اجرای متال Best metal performance – Iron Maiden, El Dorado
بهترین ترانهٔ راک (Best rock song – Angry World (Neil Young
بهترین آلبوم راک Best rock album – Muse, The Resistance
بهترین آلبوم موسیقی آلترنیتو Best alternative music album – The Black Keys, Brothers
بهترین خوانندهٔ زن آر اند بی Best female R&B vocal performance – Fantasia, Bittersweet
بهترین خوانندهٔ مرد آر اند بی Best male R&B vocal performance – Usher, There Goes My Baby
بهترین اجرای اربن/آلترنیتیو Best urban/alternative performance – Cee Lo Green, F*** You
بهترین ترانهٔ آر اند بی
(Best R&B song – Shine (John Legend and the Roots
بهترین آلبوم آر اند بی معاصر Best contemporary R&B album – Usher, Raymond v Raymond
بهترین اجرای سولوی رپ Best rap solo performance – Eminem, Not Afraid
بهترین ترانهٔ رپ (Best rap song – Empire State of Mind (Jay–Z and Alicia Keys, performers
بهترین آلبوم رپ Best rap album– Eminem, Recovery
بهترین خوانندهٔ کانتری زن Best female country vocal performance – Miranda Lambert, The House That Built Me
بهترین خوانندهٔ کانتری مرد Best male country vocal performance – Keith Urban, Til Summer Comes Around
بهترین ترانهٔ کانتری (Best country song – Need You Now (Lady Antebellum, performers
بهترین آلبوم کانتری Best country album– Lady Antebellum, Need You Now
بهترین آلبوم جز معاصر Best contemporary jazz album – The Stanley Clarke Band, The Stanley Clarke Band
بهترین آلبوم آمریکانا Best Americana album – Mavis Staples, You Are Not Alone
بهترین آلبوم بلوز معاصر Best contemporary blues album – Buddy Guy, Living Proof
بهترین آلبوم فولک معاصر Best contemporary folk album – Ray LaMontagne and the Pariah Dogs, God Willin' & the Creek Don't Rise
بهترین آلبوم کلاسیک Best classical album: Verdi: Requiem (Ildar Abdrazakov, Olga Borodina, Barbara Frittoli & Mario Zeffiri; Chicago Symphony Orchestra; Chicago Symphony Chorus

گری مور، خواننده، آهنگساز و نوازنده گیتار الکتریک موسیقی بلوز و راک درگذشت. او در 1952 در بلفاست ایرلند شمالی به دنیا آمد.



در دهه شصت که آغاز عصر زرین موسیقی بریتانیا بود، او زیر تاثیر غول های انگلیسی گیتار الکتریک آنزمان، اریک کلاپتون، پیتر گرین و جیمی پیج و ... بود. او موفق شد یک اجرای مشترک با گرین داشته و حتا یک گیتار لس پائول از ...او هدیه بگیرد. اما او دنباله روی آمریکاییها بود. آلبرت کینگ، جیمی هندریکس، بی بی کینگ و دیگر بلوزمن ها. او باند موفق اسکید راو را بنیاد نهاد ولی به زودی به کار سولو پرداخت. اگرچه موفقیت های گری مور هرگز همچون دیگر نامهای درخشان بریتانیایی دوران زرین دهه های 60 تا 80 نبود.
ولی تاثیر او بر موسیقی مدرن بلوز و همچنین نقش پیشرویی که در راک و بلوز و فراتر از آن نوازندگی گیتار داشت انکار ناپذیر است. به گونه ای که میتوان بزرگانی چون کرت همت - لید گیتار متالیکا - و آدریان اسمیت - لید گیتار آیرن میدن - را زیر تاثیر او دانست. همچنین نکته دیگر جالب درباره او همکاری اش با بخش بزرگی از ستارگان موسیقی است. از آزی آزبورن تا جورج هریسون و از دیوید گیلمور تا مارک نافلر و آلبرت کالینز و بیچ بویز.
هرکس کافیست یکبار آهنگ Still got the blues را بشنود یا یکی از کنسرت های گری مور را ببیند تا به تفاوت حال و هوای موسیقی او و از آن بالاتر حال و هوای شخصی او با دیگران پی ببرد. گری مور از میان ما رفت ولی نوای حزن آلود -و زخم خورده همچون چهره خودش- و جیغ های غمگین گیتار لس پائول او - گیتاری که کمتر کاربرد دارد - هرگز از گوش کسانی که حتا یکبار آثار او را گوش داده باشند بیرون نمیرود.
برای یافتن جایگاه بلند او در نوازندگی گیتار، بهتر است آهنگ Furthur up on the road را که در کنسرتی به دست او کاور شده است، گوش دهیم. اگر این آهنگ را با اجرای سلطان بی بدیل نوازندگی گیتار الکتریک، یعنی اریک کلاپتون گوش داده باشید میدانید که او در 7 دقیقه اجرای این آهنگ غوغایی به پا میکند و شما را از گوش دادن به سولو گیتار سیرآب میگرداند. با این همه کافیست به اجرای گری مور گوش دهید تا ببینید که او حتا میتواند بر پله ای بالاتر از کلاپتون - دستکم در نوازندگی و نه آهنگسازی - بایستد.
یادش گرامی

فیلم بریتانیایی «سخنرانی پادشاه» با کسب نامزدی دریافت جایزه
اسکار در دوازده بخش مختلف از جمله بخش بهترین فیلم و بهترین بازیگران زن و مرد در
صدر فیلمهای نامزد دریافت این جوایز قرار گرفتهاست.
فیلمهای دیگری که در
بخش بهترین فیلم، نامزد شدهاند عبارتند فیلم مهیج روانی به نام «قوی سیاه»،
فیلم داستانی مربوط به حوادث عالم مشتزنی به نام «مشت زن»، فیلم پرفروش و
علمی–تخیلی به نام «آغاز»، فیلم خانوادگی مربوط به روابط عشقی دو زن به
نام «بچهها رو به راهاند»، فیلم ماجرایی «۱۲۷ ساعت»، فیلم مربوط به شکلگیری
وبسایت فیسبوک با عنوان «شبکه اجتماعی»، فیلم کارتونی بسیار موفق «داستان اسباب
بازی سه»، فیلم وسترن «جربزه» و فیلم مهیج «استخوان در زمستان» (که در ایران به
زمستان استخوانسوز و مرحمت زمستان نیز ترجمه شدهاست).
دستکم برای ما ایرانیها که چندیست با سریالهای آمریکایی آشنا شده ایم، هر سریالی با لاست مقایسه میشود.
بی هیچگونه تعصب و تاکید بیش از اندازه ای بر لاست، این سریال دارای یکسری ویژگی ها بود که باعث شود حتا آنکس که سلیقه اش با آن جور در نیامده و سریالهای دیگر را بدان ترجیح دهد، هم به آن ویژگی ها معترف بوده و باور کند که لاست منحصر به فرد بود.
کدام سریال دیگری را سراغ دارید که این اندازه رنگارنگ باشد؟ لاست اکشن بود و واقعا اکشن بود. البته در حد و اندازه های سریال. چراکه بی گمان امکان بازسازی صحنه های اکشن فیلمهای سینمایی مثلا ماتریکس یا پسران بد در تلویزیون وجود ندارد. آنجا وقت و انرژی و سرمایه ای که قرار است خرج صحنه های اکشن شود، برای یک فیلم 90 دقیقه ای (فیلمهای اکشن، زمان خیلی بلندی ندارند) است که تازه از این 90 دقیقه در بهترین حالت 30 دقیقه آن اکشن است. حال اگر همان اندازه سرمایه و کار را روی یک سریال بگذارند و نمیتوانند بگذراند، باید برای یک فصل سریال 24 بخشی یعنی نزدیک 20 ساعت سریال بگذارند. به همین جهت است که در کل سریال اکشن، نمیتواند جایگاه چندان خوبی در تلویزیون داشته باشد. لاست به اندازه کافی اکشن و ماجرا جویانه بود. لاست به اندازه کافی ملودرام بود. در کدام سریال دیگری حتا در یک فصل، این اندازه کنش های عشقی و عاطفی اتفاق می افتد، جابجایی صورت میگیرد و مثلث درست میشود؟ لاست تا اندازه ای ترسناک، تا اندازه ای فانتزی و تا اندازه ای معمایی و تعلیقی بود. و جالب آنکه گاه کمدی میشد. در واقع رنگ کمیک و رنگ رمانتیک بر بخش هایی زده میشد و به جهت شمار زیاد بازیگران زن، سریالی بود همه جانبه و کامل.

خلاصه: بیداری، بیماری نادری است که در حین بیهوشی در اتاق عمل رخ میدهد. بدان صورت که بیمار از حس لامسه و شنوایی برخوردار بوده و درد را درک میکند ولی توان تکان دادن اندامهای خود را ندارد.
تریلر- درام
امتیاز فیلم در آی ام دی بی : 6.5 از 10
نقد: برای یک فیلم کوچک با بودجه 8 میلیون دلاری، بسیار خوب ساخته و پرداخته شده است. داستان تا نیمه کند جلو میرود ولی پس از آغاز عمل جراحی، بیننده را بدون توان حدس زدن پایان فیلم، میخکوب میکند. یعنی آن هنگام که پی میبریم، ماجرا تنها مشکل بیداری بیمار نیست. رازهای دیگری هم در پشت ماجرا وجود دارد.
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100
بودجه: 8 میلیون دلار
فروش: 13 میلیون دلار

خلاصه: برگرفته از رمانی به همین نام. ماجرای یک افسر نازی که به همراه خانواده اش به مکانی در خارج از شهر نقل مکان میکنند. خانواده از دلیل این نقل مکان آگاهی ندارد. و به مرور روشن میشود که آنها در کنار یک اردوگاه کار اجباری و اعدام یهودیان هستند و وظیفه آن افسر نیز به همین موضوع ارتباط دارد.
تاریخی- درام
امتیاز فیلم در آی ام دی بی : 7.8 از 10
نقد: از آن دست فیلمهایی است که با پایان خود ضعفهای فیلمنامه - داستان را میپوشاند ولی در کل با روشی درست و معتدل پیش رفته و تماشاگر را نه آزار میدهد و نه خیلی به وجد می آورد. فیلمساز به عمد تلاش کرده تا بار سینمایی را چندان به کتاب تحمیل نکند. شکست فیلم در بازار کشور خود - انگلیس - و بازار جهانی چیزی از ارزشهای رمان و داستان نکاسته است. این را دستکم نگاه مثبت منتقدان ثابت میکند.
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100
بودجه: 12 میلیون دلار
فروش: 9 میلیون دلار

خلاصه: تفنگدار نیروی دریایی آمریکا -مهمترین رکن نظامی آمریکا- پس از تحمل سختیهای فراوان در آموزگاه ارتش آمریکا روانه کویت میشود تا در عملیات ناتو برای نجات کویت از دست صدام حسین شرکت کند. غافل از آنکه روزهایی به مراتب جهنمی تر از اردوگاه آموزشی را پیش رو خواهد داشت.
تاریخی- درام
امتیاز فیلم در آی ام دی بی : 7.2 از 10
نقد: جارهد بر اساس اتوبیوگرافی آنتونی سوفورد ساخته شده است. سم مندس کارگردان را همه با زیبایی آمریکایی برنده جایزه بهترین فیلم اسکار سال 2000 و راهی به سوی فنا میشناسند. نه تنها بیننده، که خود سم مندس هم برای تکرار زیبایی آمریکایی تلاشی بیهوده و نافرجام کرده است. با این همه جارهد -اصطلاحی که در آمریکا برای تفنگدار نیروی دریایی به کار میرود- فیلم بدی نیست و تماشاگر علاقه مند به سم مندس، قطعا از این فیلم هم خوشش خواهد آمد. فیلم به همان میزان، کثیف، سیاه، بی ادبانه، تند و گستاخانه و به سخره گیرنده ارکان جامعه آمریکایی است.
فیلم تلاش بسیاری کرده تا جانشینی برای غلاف تمام فلزی کوبریک بزرگ باشد. صحنه های فراوانی شما را به یاد آن فیلم خواهد انداخت. با این همه این کجا و آن کجا؟
تلاش کاراکترهای فیلم در نقشی مهم ایفا کردن در جنگ و اینکه آخر سر سوفورد میگوید حتا یک گلوله هم شلیک نکرده، از جمله صحنه های خوب فیلم است.
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100
بودجه: 80 میلیون دلار
فروش: 70 میلیون دلار
خلاصه: میدانیم که در جریان المپیک مونیخ در سال 1972، گروهی فلسطینی در عملیات سپتامبر سیاه، چندین نفر از ورزشکاران اسرائیل را به گروگان گرفتند که در نتیجه زد و خورد با پلیس آلمان، شماری از ورزشکاران کشته شدند. پس از این رویداد، موساد، سرویس اطلاعاتی - جاسوسی اسرائیل تصمیم به شناسایی و کشتن اشخاص درگیر در ماجرا میکند. فیلم تلاش دارد از زاویه ای متفاوت این ماجرای حقیقی تاریخ را بررسی کند.
جنایی - تاریخی
امتیاز فیلم در آی ام دی بی : 7.8 از 10
نقد: اسپیلبرگ را همچون دوست صمیمی اش، جورج لوکاس، کارگردان همیشه کودک و رویایی سینما دانسته اند. حال آنکه اسپیلبرگ برخورد نزدیک از نوع سوم، ای تی، ایندیانا جونز و پارک ژوراسیک جورج لوکاس هم هست ولی تنها او نیست. اسپیلبرگ به رنگ ارغوان، آمیستاد، فهرست شیندلر، ترمینال و صد البته مونیخ را در کارنامه خود دارد که به نکات ژرف تری از نظر محتوا میپردازند و در فرم خلاصه نمیشوند.
منتقدان اسپیلبرگ یهودی، که در فهرست شیندلر - این بهترین فیلم جهان درباره هالوکاست - او را به تبلیغ برای هم نژادان اش متهم کرده بودند، میگویند که او مونیخ را 11 سال پس از شیندلر ساخت تا آخر عمری!! کسب حیثیت کند. همین نشان میدهد که اسپیلبرگ در مونیخ که به ماجرای حساسی چون مناقشه اعراب و اسرائیل میپردازد تا چه اندازه اعتدال و میانه روی را نگه داشته است. و پاسخش تحسین منتقدان و جوایز بود.
به هر رو مونیخ نشان داد که اسپیلبرگ و تیم اش (مثلا جان ویلیامز که سی امین سالگرد آهنگسازی اش برای اسپیلبرگ را جشن گرفت!) هنوز هم میتوانند نوآوری و جذابیت ایجاد کنند.
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100
بودجه: 77 میلیون دلار
فروش: 130 میلیون دلار
خلاصه: نخستین فیلم سینمایی داستان معروف ماموریت غیرممکن، ماجرای مامور سیا را روایت میکند که در جریان یک درگیری در پراگ، مقصر شناخته و طرد شده است. او تلاش میکند تا به تنهایی جاسوس حقیقی را بیابد.
تریلر، اکشن، ماجراجویی
امتیاز فیلم در آی ام دی بی : 6.9 از 10
نقد: شاید هیچکس جز برایان دیپالما -سازنده Untouchables و Scarface - جرات نمیکرد که یکی از نوستالژیک ترین و موفق ترین سریالهای سده بیستم را به پرده سینما بکشاند. ولی پارامونت 80 میلیون ناقابل را روی او قمار کرد و نتیجه اش چیزی نبود جز 450 میلیون دلار فروش که آنها را مجاب کرد آنرا به تریولوژی - سه گانه تبدیل کرده و حسابی بدوشند.
در این میان دیپالما زیرک بود که زیر بار ساخت دنباله ها نرفت. امروز من و شمایی که اپیزود ضعیف دوم، ساخته جان وو و اپیزود شرم آور سوم ساخته جی جی آبرامز - تهیه کننده لاست (با یک بودجه سرسام آور 375 میلیونی!! برای دو اپیزود) را دیده ایم قدر اپیزود نخست را خوب میدانیم. آن تعقیب و گریزهای شبانه خیابانهای پراگ، آن صحنه استثنایی انفجار آکواریوم رستوران، آن سکانس ورود تام کروز به اتاق سرور از راه سقف و بلآخره آن فینال قطار و هلیکوپتر و تونل که همه جزو افتخارات سینمای اکشن هستند.
موسیقی متن فیلم ساخته دنی الفمن برگرفته از سریال دهه 60 - در ایران معروف به بالاتر از خطر - ساخته آهنگساز آرژانتینی لالو شیفرین بود، از نقاط قوت فیلم به شمار نمی آید. در واقع میتوان گفت بیننده ترجیح میدهد همان تم معروف قدیمی با آن ریتم عجیب 4/5 که آدرنالین خون را بالا میبرد را بشنوند. تمی که دهه هاست همه را به یاد سریال و اکنون فیلم می اندازد. آهنگساز چیز جدیدی اضافه نکرد. از این نظر در اپیزود دوم، هنز زیمر معروف تلاش کرد کاری نوین را ارائه کند و نسبتا موفق بود.
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100
بودجه: 80 میلیون دلار
فروش: 450 میلیون دلار
خلاصه: همسر لئونارد - یک کارشناس بیمه - پس از تجاوز شدن، کشته میشود. لئونارد همه زندگی خود را وقف پیدا کردن و انتقام گرفتن از قاتل همسر میکند. ولی با یک پرانتز خیلی مهم. لئونارد در اثر آن حادثه حافظه کوتاه مدت خود را از دست داده و هیچ چیز جدیدی را در زندگی نمیتواند بیاموزد. یعنی هر روز صبح که از خواب بر میخیزد، ذهنش به روز حادثه برمیگردد.
جنایی، درام
امتیاز فیلم در آی ام دی بی : 8.7 از 10
نقد: حکایت بی خوابی های یک آدم کور رنگ است فیلمهای کریستوفر نولان. او نخست فیلم تعقیب - Following را با 6 هزار دلار بودجه (رقم درست است! 60 هزار دلار!!) ساخت که پس از به شهرت رسیدن نولان با فیلمهای دیگرش، دیده شد. این در واقع تمرینی برای فیلمهای بعدی بود. کمال فیلمسازی و فیلمنامه نویسی نولان یادآوری - memento است که بر اساس داستانی از برادرش جاناتان ساخته شد. نکته مهم در فیلمنامه و طبعا تدوین فیلم در آنجاست که کل فیلم به صورت عقبگرد - backward روایت میشود. یعنی مثلا اگر فیلم 15 سکانس داشته باشد. در تدوین (برآمده از فیلمنامه) نخست سکانس 15 را میبینیم، بعد سکانس 14 و بعد 13 و آخر سر سکانس 1. خب شاید فیلمهای عجیب و غریب دیگری هم در جهان ساخته شده و بشوند. ولی سرگیجه های فیلم باعث زدگی نمیشود. فیلم در جشنواره ونیز میدرخشد و در اروپا نمایش داده میشود. در آمریکا دیر و به زحمت ولی فروش خوبی می یابد و این پرشی میشود برای نولان. او برای راه یافتن به هالیوود به استدیوها و مخاطبان سطح پایینشان باج نمیدهد، آنها را مجبور به همکاری میکند.
نکته جالب اینکه پس 10 سال هنوز این فیلم دیده میشود و روز به روز به میزان بینندگان و هواداران این فیلم افزوده میشود. اکنون بیش از 180 هزار نفر به این فیلم در آی ام دی بی رای داده اند. این درحالی است که دو فیلم بالا یعنی مونیخ و ماموریت غیرممکن کمتر از نیمی از این تعداد را در پرونده دارند!.
جدا از داستان خوب و فیلمنامه و تدوین عالی (که کاندید اسکار شدند) تک تک عناصر فیلم همچو فیلمبرداری و بازی ها هم لذت بخش است. وارون سینمای نوآر شعاری در کار نیست و نقاب روشنفکری وجود ندارد. پشت داستان هیچ خبری نیست. حکایت یک انتقام است. ولی همان تعلیق پایانی فینال فیلم (توجه کنید که فینال فیلم نقطه آغاز داستان است!!) خیلی چیزها را در ذهن ما به چالش میکشد.
انتقاد از نولان که به ساختن بتمن برمیگردد و شوالیه تاریک روی آورد به جای خود.
امتیاز من در کریتیکر: 70 از 100
بودجه: 5 میلیون دلار
فروش: 39 میلیون دلار

خلاصه: نگهبان شب، نگهبان روز و نگهبان شب و روز را در دنیای کتاب باید ارباب حلقه های روسی نامید. در این اپیزود پی میبریم که در روز ازل موجودات فراانسانی نیرومند به دو اردوگاه تاریک و روشن یا همان خیر و شر بخشبندی شده و جنگی نفس گیر را آغاز کردند تا آنکه آن جنگ به آتش بسی درازمدت انجامید. بر اساس این آتش بس، این نیروها نباید به یکدیگر و همچنین به مردمان عادی آسیب بزنند. همه چیز برای هزاره ها ادامه داشت تا اینکه روزی در دوران معاصر روسیه، فرزندی متولد میشود که باور دارند تعادل دو جناح را بهم خواهد زد. هر دو جناح تلاش میکنند تا او را بدست بیاورند.
فانتزی - تریلر
امتیاز فیلم در آی ام دی بی : 6.4 از 10
نقد: کمتر کسی باور میکرد که فیلمی با بودجه به نسبت آمریکا اندک، 4 میلیون دلاری بتواند چنین خوش بدرخشد. البته که فیلم از کتاب نیرو گرفته ولی بیگمان هر سینما دوستی که حتا نامی از کتاب نشنیده و آشنایی با داستان نداشته باشد هم آنرا خواهد پسندید. فیلم بی هیچ تردیدی حرکتی رو به جلو از سینمای روسیه است که با این بودجه کم استانداردهای آمریکا را به چالش میکشد. تصور کنید که با 4 میلیون دلار در ایران چه فیلمی میتوان سخت؟ وقتی برای قهوه تلخ 3 میلیون دلار و برای مختار 20 میلیون دلار هزینه شده. فیلم به زبان روسی و با زیر نویس اورجینال انگلیسی ارائه شده و چنان همه را زیر تاثیر خود قرار داده که بخش دومش با زبان انگلیسی ارائه شد.
سکانس نبرد آنتون با زن و شوهر خون آشام و همچنین صحنه های رانندگی خیابانی بسیار دلنشین و زیبا بود.
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100
بودجه: 4 میلیون دلار
فروش: 33 میلیون دلار

خلاصه: در این اپیزود فرزند تازه به دنیا آمده ی آنتون، یعنی ایگور بزرگ شده و نزد سردار سپاه تاریکی زندگی میکند. در اپیزود نخست، بیشتر با سپاهیان روشنایی یا همان نگهبانان شب آشنا شدیم و در این اپیزود با سپاهیان تاریکی که نهگبانان روز هستند بیشتر آشنا میشویم.
فانتزی - تریلر
امتیاز فیلم در آی ام دی بی : 6.6 از 10
نقد:
بی تردید تلاش برای هالیوودی کردن در این اپیزود توی چشم میزند و به مذاق
مایی که به اندازه کافی فیلم هالیوودی دیده و علاقه ای به تقلید آن توسط
سینمای دیگر را نداریم، خوش نمی آید. با این همه سکانس های اکشن فیلم و
جلوه های ویژه به راستی قبل تقدیرند و ثابت کننده این موضوع که در سده بیست
و یکم، اگر کشوری بخواهد میتواند.
سکانس نخستین فیلم نشان دهنده تیمور لنگ گورکانی در حال حمله به یک شهر و سپس اتفاقاتی که برایش می افتد به ویژه برای ما ایرانیها که نسخه کتاب و نقشه های تیمور به خط و زبان فارسی را میبنیم خوش آیند است. سکانس تعقیب ایگور توسط آنتون که باعث میشود او لحظه ای به جهان آنسو برود بسیار سینمایی است و همچنین سکانس دنبال کردن آنتون و دوستانش توسط زاوالون در برف و برخورد اتوبوس با زاوالون.
نیم ساعت پایانی فیلم کمی خسته کننده میشود. با این همه عاشقان سینما میتوانند خود را با دیدن ریزه کاری هایی که در پرداخت فیلم وجود دارد، ارضا کنند.
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100
بودجه: 4 میلیون دلار
فروش: 35 میلیون دلار


خلاصه: قاتلین بالفطره داستان دو انسان روانی و سادیست است که عاشق خون و خون بازی اند. از لحظه نخست داستان تا پایان آن چیزی جز کشتن دیده نمیشود. و البته عشق منحصر به فردی که میان دو شخصیت قاتل پیش می آید.
جنایی
امتیاز فیلم در آی ام دی بی : 7.1 از 10
نقد: فیلمی از الیور استون که برای سه گانه ضد جنگ ویتنامش معروف است. ولی بهتر است نام کارگردان را فراموش کرده و تصور کنیم که فیلمی از کوئنتین تارانتینو را میبینیم. امکان ندارد کسی از آشنایان سینما این فیلم را ببیند و میان آن و دیگر فیلمها یا فیلمنوشته های تارانتینو تمایزی قائل شود و از آن سو ربطی میان این فیلم و سینمای الیور استون بیابد. هرچند سازندگان تاکید داشته باشند که فیلمنامه تارانتینو را تغییر داده اند.
قاتلین بالفطره اگر طیف داستان گراها را راضی نکند و حتا با خشم آنان از این همه افراط در خونریزی و کشت و کشتار روبرو شود، پرداخت گراها را راضی خواهد کرد. فیلم مملو از ریزه کاری های سینمایی از جمله بازی استثنایی وودی هرلسون است که سخن از آن در حوصله این نوشتار کوتاه نمی گنجد. پس اگر خیلی دل نازک نیستید و دیگر فیلمهای تارانتینو را میتوانید ببینید، این را از دست ندهید.
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100
بودجه: 60 میلیون دلار
فروش: 420 میلیون دلار

خلاصه: همان داستان همیشگی که نمونه اش را در سینمای هند یا ایران خودمان زیاد سراغ داریم. عشق پسر پولدار و دختر فقیر که اگرچه از نظر سطح اجتماعی - فرهنگی شکاف عمیقی دارند ولی به مرور به رویاهای مشترکی میرسند.
درام - رمانتیک
امتیاز فیلم در آی ام دی بی: 6.7 از 10
نقد: زن زیبا، فیلمی است که دستکم سه نفر را به اوج رساند. گری مارشال کارگردان درجه دو سریالهای تلویزیونی و فیلمهای درجه متوسط با این فیلم با جایگاه بلندی رسید. ولی قدر خود را ندانست و نتیجه آنرا در فیلمهای عروس فراری و خاطرات شاهدخت میبینیم. ریچارد گیر که با این فیلم سراشیبی سقوط میانسالی خود را یک دهه عقب انداخت و همچنان جوان اول سینما ماند! و از همه مهمتر جولیا رابرتز پدیده سینمای دهه 90 آمریکا، همه استانداردهای بازیگری زن در سینمای غرب را بهم ریخت.
زن زیبا، فیلمی رمانتیک ولی بسیار وفادار به واقعیت های جامعه آمریکایی است. بی هیچ شعاری، زشت و زیبای غرب را نشان میدهد و خیلی روان و ساده بی هیچ نقاب روشنفکری، کاپیتالیسم را به چالش میکشد. فیلم اوج پاکی یک زن ظاهرا روسپی را نشان میدهد و اگرچه پایانی کلیشه ای را به بیننده تحمیل میکند، ولی تقریبا همه بینندگان را خرسند میسازد و از همین روست که کاندیدای اسکار میشود. بهترین سکانس فیلم، آنجاست که ویویان با بازی جولیا رابرتز که به جهت لباس ژنده اش، مورد بی احترامی کارکنان هتل گرانقیمت بورلی هیلز قرار میگیرد. ولی آن هنگام که پس از خرید لباس از خیابان ویلشایر به هتل باز میگردد، مدیر هتل و دیگران انگشت به دهان می مانند. در ادامه او به مغازه ای میرود که پیشتر او را به جهت سر و وضعش بیرون انداخته بودند ولی اینبار مورد احترام قرار میگیرد. ما ایرانیها در این زمان به یاد شعر سعدی مان می افتیم که میگوید :
تن آدمی شریف است به جان آدمیت / نه همان لباس زیباست نشان آدمیت
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100
بودجه: 14 میلیون دلار
فروش: 463 میلیون دلار

![]()
خلاصه: زندگی نامه دختری سرزنده و شاداب که مهمترین حوادث تاریخ معاصر ایران از جمله انقلاب اسلامی را دیده و رهسپار اروپا میشود. جایی که با فرهنگی بیگانه روبرو میگردد و سپس با بازگشتش به ایران باز هم بر مشکلاتش افزوده میشود.
درام - انیمیشن
امتیاز فیلم در آی ام دی بی: 8 از 10
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100
بودجه: 7 میلیون دلار
فروش: 23 میلیون دلار
خلاصه: دنی اوشن به همراه 10 نفر از یارانش تصمیم میگیرند سه کازینوی لاس وگاس را همزمان سرقت کنند. جایی که سخت ترین موانع امنیتی وجود دارد.
اکشن- جنایی
امتیاز فیلم در آی ام دی بی: 7.6 از 10
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100
بودجه: 85 میلیون دلار
فروش: 450 میلیون دلار
خلاصه: در یک فضای روباتیک، یک پسر جوان مخترع شهر کوچک خود را ترک میکند تا در پایتخت بزرگ، استعدادهای خود را ثابت کند. او قهرمان ایده آل خود را مدیر کمپانی بزرگ اختراعات آن شهر میداند ولی با ورود به شهر پی میبرد که آنچه میپنداشته درست نبوده
انیمیشن
امتیاز فیلم در آی ام دی بی: 6.4 از 10
نقد: از نظر تکنیکی با توجه به فضای روباتیک کار، کاملا منحصر به فرد است. با اینحال آنچه شما را به وجد می آورد نه زیبایی تکنیک های انیمیشن بلکه فیلمنامه استثنایی کار است. در یکسری لحظات مغز شما توان هضم حوادث پی در پی پشت سر هم را از دست میدهد. برای نمونه در صحنه ورود روبات جوان به شهر بزرگ، اتفاقاتی سریالی برایش افتاده و چندین دقیقه بی هیچ استراحتی بیننده بلاهایی هستید که پشت سر هم بر سرش می آید. این سکانس به نظر یکی از بهترین سکانسهای تاریخ سینمای انیمیشن و شاهکار فیلمنامه نویسی است.
هر کدام از شخصیت های این داستان یک تیپ خاص جامعه را به خوبی نشان میدهند. و به راستی همه چیز خوب در جای خود چفت شده است. سکانس شاد پایانی که رقص روبات ها را به همراه دارد هم دیدنی است
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100

خلاصه: داستان افسانه ای انگلیسی رابین هود، را نه فقط غربی ها که همه مردم جهان میشناسند. داستان جوانمردی که از ثروتمندان و حاکمان فاسد دزدیده و به محرومان جامعه کمک میکرد.
امتیاز فیلم در آی ام دی بی: 7.5 از 10
نقد: در میان نسخه های فراوانی که از رابین هود به صورت تصویر متحرک کارتونی یا فیلم ساخته شده، این نسخه بی هیچ تردیدی محبوب ترین بوده و هست. ساختار موزیکال و شاد فیلم و جذابیت صحنه های زد و خورد آن باعث شده تا بزرگترها به مراتب بیش از کودکان عاشق آن باشند. نگاهی به رنکینگ آن در سایت معتبر آی ام دی بی هم نشان دهنده این مهم است
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100

خلاصه: پدری ثروتمند درگذشته و ارثیه اش را به پسر خل و چلش ریموند میبخشد و پسر خودخواه و متکبر دیگرش چارلی را طبق وصیت نامه ای برای سهم بردن، مجبور به نگهداری از ریموند میسازد. دو برادر به حکم وصیت نامه پدر مجبورند با هم باشند و همین توفیق اجباری دو برادر که کمترین شباهتی با هم ندارند یکی از بهترین زوج های تاریخ سینما را ساخته است.
امتیاز فیلم در آی ام دی بی: 8 از 10
نقد: بی گمان در کنار جک نیکلسون در پرواز بر فراز آشیانه فاخته (دیوانه از قفس پرید)، شان پن در من سم هستم و ... بازی استثنایی و به یاد ماندنی داستین هافمن در مرد بارانی هم در تاریخ سینما ماندگار خواهد ماند. تام کروز در یکی از کم شمار آثار منتقدپسند خود به لطف قرار گرفتن در کنار این اعجوبه جهان بازیگری، بسیار خوب کار کرده است. سکانس های لاس وگاس و قماربازی این فیلم و سکانس های پایانی بسیار خاطره انگیزند. به راستی به زحمت بتوان از این فیلم ایرادی یافت.
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100




خلاصه: نویسنده ای به همراه زن و فرزندش مامور میشود تا هتلی کوهستانی که در نیمه سرد سال متروک است را نگهداری کند. به زودی روشن میشود که کار به این سادگی نیست. آنها عملا در آنجا محصور شده اند. برخی شگفتی های مکان مورد نظر نیز مزید بر علت میشود تا مرد به سوی روانپریشی پیش رود.
امتیاز فیلم در آی ام دی بی : 8.5 از 10
نقد: سینما منهای استنلی کوبریک فقید، چطور بود؟ شما میتوانید تصور کنید؟ شاید تا پیش از 1980 که درخشش ساخته نشده بود، چنین امکانی وجود داشت. (هواداران متعصب کوبریک بزرگ 2001 اودیسه فضایی محصول 1968 را چنین نقطه عطفی در نظر میگیرند) ولی پس از آن و دیگر فیلمهای کوبریک اختلاف نظر میان کسی نیست که سینما بسیار به کوبریک مدیون است. فیلمنامه اقتباسی از رمانی از استفن کینگ است و ارزش آن بیرون از دایره سینما. ولی هرگز نمیتوان باری که کوبریک و جک نیکلسون به تماشاگر وارد میکنند را جدا از معجزه سینما دانست. درباره این فیلم نمیتوان از سکانس های خوب سخن گفت. از نیمه فیلم تک تک پلان ها درس آموزشی است و جزو دفتر افتخارات سینما. با این همه سکانس نشستن جک نیکلسون در لابی هتل که همراه با ادغام زمان گذشته و آینده است، و سکانس تعقیب و گریز به ویژه ضربات جک با تبر به در، هرگز در خاطره هنر هفتم کمرنگ نمیشود.
امتیاز من در کریتیکر: 60 از 100
در این شرایط وجود رضا یزدانی، عبدی بهروانفر و فرشید اعرابی غنیمت است. نام راکرهای قابل فارسی بیش از این است و شاید روزی پستی را به آنها اختصاص دادم

در ادامه مصاحبه ای با فرشید اعرابی را میخوانید

1- با کلیک بر روی فیلم پیوند آن در سایت کریتیکر باز شده و در آنجا افزون بر دیدن آگاهی های لازم درباره فیلم، میتوانید همچون من به آن از 100 امتیاز دهید.
2- در جلوی نام هر فیلم، امتیازی که در سایت کریتیکر به آن دادم را گذاشته ام. لازم به توضیح نیست که فیلمهای دارای امتیاز برابر از نظر من برابر بوده و جایگذاری آنها مرتب نیست.
The Lord of The Rings: The Two Towers: 60
The Lord of The Rings: The King's Return: 60
Crouching Tiger, Hidden Dragon: 60
The Assassination of Jesse James and Coward Robert: 60
The Lord of The Rings: The Followers of the Ring: 70
One Flew over the Cuckoo's Nest: 70

همه ما درباره طولانی شدن زمان ساخت این اثر شنیده ایم. نخست گفتند 6 سال. چراکه از سال 1383 کار فیلمبرداری آغاز شده و پس از چندین وقفه سال پیش به پایان رسیده و امسال پخش میشود. بعد گفتند 8 سال. چراکه از سال 81 پروژه کلید خورده. حتا در جایی عدد 10 سال را دیدم. همچنین بحث هزینه های فیلم که با افتخار آنرا 20 میلیارد تومان اعلام کردند!!. (اندکی پس از آنکه اعلام شد قهوه تلخ 3 میلیارد هزینه داشته) گویی با اینکار قصد بزرگنمایی سریال را دارند. واقعیت هم این است که مختارنامه بدون این همه حاشیه سازی بسیار کمتر از اینی که هست جایگاه میداشت.
نه بازیگرانی چون فریبرز عرب نیا و رضا رویگری آن محبوبیت و گیرایی سال 83 را دارند که بتوانند مردم را جذب کنند و نه فضا امروز فضای سال 76 که امام علی پخش میشد است. از این سو، تعریف و تمجیدهای تهیه کننده مبنی بر ساختن چیزی برای مقابله با گلادیاتور و تروی تنها به دیدن چند قسمت از مختارنامه می انجامد. مگر آنکه در محرم و صفر به جهت شرایط ویژه زمانی، اقبالی برای دیدن این سریال ایجاد شود.
جالب آنکه محمود فلاح تهیه کننده در مصاحبه خویش، برای جلوگیری از انتقاد از هزینه 20 میلیاردی مجموعه، میگوید این هزینه، تنها بودجه یکی از بازیگران فیلم تروی یعنی براد پیت است!!.

دانلود تیزر تبلیغی آلبوم تصویری گروه "رستاک"
موسیقی محلی ایرانی: آذربایجانی، کردی، خراسانی، بلوچی، گیلکی و ...

دانلود کلیپ اجرای زنده جو ستریانی، بزرگترین تکنواز گیتار الکتریک کنونی
آهنگ کریستال پلنت

به نظر میرسد سینمای ایران امسال روی فیلمهایی چون «طلا و مس» همایون اسعدیان، «پرسه در مه» بهرام توکلی، «بدرود بغداد» مهدی نادری و «شب واقعه» شهرام اسدی بیش از سایر آثار برای معرفی به اسکار حساب باز کرده تا شاید این بار شب برگزاری جوایز اسکار اهالی سینمای ایران نیز همانند کشورهایی که نمایندهای در این رقابت دارند، هیجان را تجربه کنند.